تبلیغات
بانك تاریخ - فعالیت اسلامی در تفلیس در سده های اخیر
بانك تاریخ
اینجا بانك تاریخ است ؛ و تجربه پول های آن ؛ سرمایه ات را به كار نگیری ، دیگران از آن وام خواهند گرفت!
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط سعید میهن بلاگ | نظرات ()
 از سدۀ 12ق/18م، بار دیگر حضوری روشن از فعالیت عالمان اسلامی، به ویژه امامیه در تفلیس دیده می‌شود. احساس نگرانی به سبب حملۀ روسیه به گرجستان از اوایل دهۀ 1110ق و توجه دولت صفوی در واپسین سالهای بقای خود به مسئلۀ گرجستان (نک‍ : اسنادی ...، 106-115)، شاید زمینۀ اهمیت دادن به فعالیتهای فرهنگی در آن سامان و تفلیس به عنوان مرکز آن بوده باشد. در فترت میان سقوط دولت اصلی صفویان و روی کار آمدن افشاریان، نمونه‌ای از حضور یک عالم امامی در آن شهر، میر آصف حسینی است که کتاب الاوزان و المقادیر خود را در 1129ق/1717م در تفلیس نوشته است؛ البته چنین می نماید که به اکراه در آنجا می زیسته است (حسینی اشکوری، 2/853).
در دورۀ فترت، تفلیس با شورش روبه‌رو بود و نادرشاه افشار در 1147ق/1734م، یعنی در آغاز قدرت گرفتنش، به دنبال باز پس‌گیری تفلیس بود ( اسنادی، 118- 120). از خلال نامه‌های حکومتی نادر، جانشینان او و کریم‌خان‌زند در طی سدۀ 12ق، آشکار است که آنان نسبت به مسائل دینی گرجستان حساسیتی تمام داشته‌اند (نک‍ : همان، 122-134). حاصل آن، به‌طبع گسترش زمینه برای فعالیتهای اسلامی در تفلیس بوده است؛ اما چنین می‌نماید که در اواخر دورۀ زند و طی دورۀ غفلت آقا محمدخان قاجار از قفقاز (سالهای 1193-1209ق)، شرایط برای فعالیتهای اسلامی بسیار نامساعد گشته است. در اواخر سدۀ 12ق، حاج ابراهیم تفلیسی، عالم امامی را سراغ داریم که ظاهراً ناچار به کوچ شده، و به مازندران آمده است؛ وی در شهر بارفروش (بابلسر کنونی)، مدرسه‌ای تأسیس کرده که تا 1236ق هنوز مورد استفاده بوده است (حسینی اشکوری، 1/ 245). همچنین باید به مولا حسین عارف تفلیسی زیسته در اواخـر همان سـده ــ مؤلف تفسیـری بر قرآن ــ اشاره کرد که ناچار به اصفهان آمده، و همانجا درگذشته است (آقابزرگ، 4/267).
پس از باز پس‌گیری خونین تفلیس توسط آقا محمدخان در 1209ق/1794م (سپهر، 1/ 71-79؛ اعتمادالسلطنه، 3/60)، دولت قاجار مایل به توسعۀ فعالیتهای اسلامی در تفلیس بود. به زودی، مبلغانی عموماً متعلق به مذهب امامی در تفلیس و دیگر مراکز قفقاز به فعالیت پرداختند؛ از آن جمله باید به بحری میانجی اشاره کرد که در همان اوان، در تفلیس به وعظ و تبلیغ اشتغال داشته است (آقابزرگ، 9(1)/127).
با واگذار شدن تفلیس به روسیه در 1228ق/1813م در قالب معاهدۀ گلستان، حضور عالمان مسلمان در تفلیس بسیار محدود شد. از جمله عالمان امامی این دوره می‌توان میرزا‌علی‌خان لعلی تبریزی معروف به شمس‌الحکما مهاجر به تفلیس (د 1325ق) (همو، 9(3)/946-947) و شیخ علی تفلیسی که از مولا محمد علی خوانساری (د 1332ق) اجازه دریافت کرده بود (همو، 1/224) را نام برد.
طی سدۀ 13ق/19م، تفلیس به عنوان پایگاهی برای دگراندیشان و روشن‌فکران قفقاز و ایران مطرح گشت؛ برخی از آنان چون‌ آقا عباسقلی باکیخانف (1208-1263ق) و ملا فتحعلی‌ آخوندزاده‌ (1227-1295ق) در‌ تفلیس‌ سکنا داشتند و آثار اصلی خود را در آنجا قلمی ساختند (نک‍ : ه‍ د، 1/ 152-157، 11/244-245). به عنوان مرکزی برای نشر نیز تفلیس، جای انتشار آثاری بیشتر با همین رویکرد بود و کتبی چون رسالۀ رشدیه از میرزا رضاخان دانش (چ 1299ق) در آنجا انتشار یافتند. فعالیتهای مؤسسات نشر اسلامی چون چاپخانۀ غیرت و چاپخانۀ حیات در واپسین دهه‌های دولت تزاری در تفلیس دوام داشت و آثاری به زبانهای فارسی، عربی و آذربایجانی چاپ می‌شد؛ از آن جمله می‌توان به تفسیر کشف الحقائق از محمد کریم علوی حسینی (تفلیس، 1322ق)، مسائل الحیات از طالبوف تبریزی (تفلیس، چاپخانۀ غیرت، 1324ق) و درة التاج از محسن تاج الواعظین (تفلیس، چاپخانۀ حیات، 1324ق) نام آورد.
در یک سدۀ اخیر، مسلمانان به عنوان اقلیتی دینی در تفلیس همواره حضور داشته‌اند، اما فعالیت دینی آنان به اقتضای شرایط دورۀ شوروی، کاهشی چشمگیر یافته بوده است.
احمد پاکتچی ، دایره المعارف بزرگ اسلامی ؛ ذیل تفلیس



طبقه بندی: رویداد تاریخ معاصر،