تبلیغات
بانك تاریخ - خلیج فارس و غیرت شاه‌عباس
بانك تاریخ
اینجا بانك تاریخ است ؛ و تجربه پول های آن ؛ سرمایه ات را به كار نگیری ، دیگران از آن وام خواهند گرفت!
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط سعید میهن بلاگ | نظرات ()
این روزها که باز گرفتار اروپا شده‌ایم، به یاد می‌آوریم که طی چهارصد، پانصد سال گذشته، ما تا چه اندازه با اروپایی‌ها، راه آمدیم و آنان در حق ما خیانت کرده‌اند. فرانسه، انگلیس و همین روسها و غیره، هر بار که یکی تجاوز کرد، دیگری به اسم میانجی به میان آمد و از قضا، امتیازات بیشتری برای خود گرفت و باز هم این داستان ادامه دارد. کشورهای اروپایی، از یک طرف از ادعای بی‌پایه امارات درباره مالکیت جزایر ایرانی حمایت می‌کنند و از سوی دیگر، در خبرگزاری‌های خود ،به ویژه خبرگزاری انگلیسی «رویترز»، به جای «خلیج فارس» از واژه مجعول «خلیج» یا «خلیج عربی» نام می‌برند.
اما مهم خیانت آنها نیست. مهم غیرت ما هم هست. تا کی باید تسلیم هر چیزی باشیم و این رفتارهای خیانت‌آمیز را تحمل کنیم؟
در همین زمینه، کتاب تازه‌ای با نام «اسناد پادریان»، تصحیح استاد منوچهر ستوده، منتشر شده است. این کتاب، مجموعه‌ای است از اسناد و فرامینی در ارتباط با مبلغان مسیحی که هزاران کیلومتر، از اسپانیا و نقاط دیگر به ایران می‌آمدند، تا به اسم ترویج دین مسیح، زمینه استعمار را فراهم کنند.
داستان این اسناد که هر کدام مشتمل بر اطلاعات ارجمندی است به این گزارش ربطی ندارد، اما توجه به اسناد منتشره جدید، غیرت شاه‌عباس در برابر تلاش اروپا برای سلطه بر ایران را نشان می‌دهد، شاهی که با همه تسامح و خوش‌رفتاریش نسبت به اروپایی‌ها، وقتی پای تسلط آنان به میان می‌آمد، در برابرشان ایستاد. همو بود که امام قلی خان را برای تصرف هرمز به آن ناحیه فرستاد و بساط پرتغالی‌ها را از ایران جمع و آنان را از خلیج فارس بیرون کرد.
شاه عباس تلاش می‌کرد تا روابط تجاری خوبی با اروپایی‌ها داشته باشد، اما در این‌باره که آنان دست به ترویج اندیشه‌ها و ارزشهای خود بزنند و رعیت حضرت اشرف را به آیین مسیحیت درآوردند، سخت خشمگین می‌شد.
یکی از این اسناد در ارتباط با تلاشی است که برخی از این پادریان برای مسیحی کردن چند نفر از رعایای ایرانی به کار گرفتند.
پنج مسلمان دراصفهان مسیحی شده و چهارتن آنان به هرمز رفته بودند تا در پناه خارجی‌ها درآیند یا حتی به اروپا بروند. نواب امام قلی خان، آنان را دستگیر کرده نزد شاه عباس فرستاد. شاه در این باره از رئیس پادریان توضیح خواست.
پرسش شاه عباس از پادری این بود:
«مگر از این عزت و نان و نمک از خوان نواب اشرف ـ یعنی شاه عباس ـ معقول می‌باشد که در عوض این عزت، پادری، مردم مسلمان و رعیت اشرف (را) عیسوی کند؟» (ص 224).
آیا این پاسخ محبتهایی است که شاه به شماها کرده است؟
بدین ترتیب، شاه عباس دستور داد، دو نفر از این افراد مرتد را که به هرمز می‌رفتند و دستگیر شدند و شهادت دادند که مسیحی شده‌اند، در سیزدهم اکتبر 1622، مصادف با ربیع الاخر سال 1032 در قریه خوراسگان اصفهان، اعدام کردند.
بعد از آن هم شاه عباس دستور داد که پادریان نماز نکند و در کلیسا را ببندند و مهر کنند و دیگر همه پادریان در یک یورد محبوس باشند (ص 230).
با توجه به شرایط اخیر و به رغم همه اشکالات و انتقاداتی که به خودکامگی، فساد و بی‌عدالتی شاه‌عباس در حکومت وارد است، این آرزو در اذهان برخی ایرانیان ایجاد می‌شود
ای کاش دست‌کم از نظر اقتدار خارجی، عظمت عصر شاه عباس بار دیگر بازمی‌گشت و یک امام قلی خان پیدا می‌شد که پرتغالی‌های جدید را از خلیج فارس بیرون کند.
رسول جعفریان
http://www.historylib.com/Site/SViewDocument.aspx?DocID=624&RT=List



طبقه بندی: تاریخ ایران،