تبلیغات
بانك تاریخ - نخستین آگاهی های ما از فرنگ - یک گزارش کوتاه
بانك تاریخ
اینجا بانك تاریخ است ؛ و تجربه پول های آن ؛ سرمایه ات را به كار نگیری ، دیگران از آن وام خواهند گرفت!
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط سعید میهن بلاگ | نظرات ()
این پرسش یکی از موضوعات قابل تحقیق است که می بایست برای بدست آوردن پاسخ آن، در متون مختلف تامل و تدقیق کرد و از لابلای آنها مطالب کوتاهی را که غالبا به صورت اشاره آمده به دست آورد و از دید ایرانیان یا همسایگان ایران، فرنگ را در مراحل آغازین تحولات جدیدش دریافت.
عربها به ویژه شامیان و مصریان غالبا از طریق جنگهای صلیبی غرب را شناخته اند و همان شناخت را ادامه دادند تا به عصر جدید رسیدند. اما ایرانیان درگیر جنگهای صلیبی نبودند و به علاوه گذر تجاری هم نداشتند و بنابرین شناختشان از فرنگ چندان گسترده نبوده است. این شناخت تنها از طریق گذر اتفاقی فرنگی ها به این ناحیه برای تجارت یا عبور یا مقاصد سیاسی ممکن می شده و این چیزی است که جسته گریخته از عصر ایلخانان به این سو فراهم آمده است.
دو عامل در این دوره به آمدن فرنگی ها به این سوی کمک کرد.
نخست آن که اندک اندک تبریز به عنوان یک قطب اقتصادی و سیاسی درآمد و از آنجا که امکان رفت و شد از تبریز به سواحل دریای سیاه از یک سو و حلب و نواحی دیگر وجود داشت، آمدن تجار اروپایی آغاز شد. این وضعیت در دوره ترکمانان جدی تر شد و بعدها در دوره صفوی رسمی تر و از زمان شاه عباس عمومی تر و فراگیرتر.
در زمان ترکمانان یا حتی قبل از آن اروپایی ها تبریز را توریث می خواندند و هنوز هم در ادبیات اروپا گهگاه این کلمه به کار می رود.
اما نکته دیگر ارتباط اروپاییان با مغولان بود که بعدها در دوره ایلخانان نیز ادامه یافت. از همان روزگار به آرامی اندیشه تبلیغ مسیحیت در شرق جدی تر می شد و این انگیزه هم بعدها ادامه یافت.
در همین دوره در برخی از آثار تاریخی و جغرافیایی به آرامی تاریخچه مختصری هم از فرنگ نوشته می شود.
وقتی انسان می بیند که در دوره صفوی این ضرب المثل رواج یافته است که دین دین محمدی و کشتی کشتی فرنگی در می یابد که به آرامی شناخت ایرانی ها از فرنگ در مسیر تازه ای افتاده است.
در اینجا بنای توضیح و تبیین این مسیر نیست که البته کاری است کارستان و نیاز به بررسی های جدی تر به خصوص اسنادی دارد.
آنچه در اینجا مد نظر است گذری است بر چند اطلاع جزیی که در این باره در کتاب هفت کشوریا صور الاقالیم تالیف شده در سال 748 داریم. این سال، درست سه سال پیش از سقوط کامل دولت ایلخانی است. هدف نویسنده گزارش جغرافیای عالم بر حسب عجایب و غرایبی بوده که می شنیده است. این گرایشی است در جغرافیای اسلامی که بنای نقل عجایب و غرایب در آنها جدی است.
در این کتاب چند اطلاع کوتاه در موضوع مورد بحث هست.
وقتی مولف به شرح قبرس می رسد بحث از فرنگ را آغاز می کند ..
اگر کسی آنجا رود که نه از دین ایشان باشد تعذیب دهند و کارهای سخت فرمایند و شب محبوس کنند.
و آنجا کلیسایی به غایت بزرگ است و نعمت بی حد خلایق در آنجا جمع کرده اند و از چندین بازرگانان که در اطراف عالم با مایه تمام تجارت می کنند، چنین استماع افتاد که از اموال کلیسیا باشد.
و مردمان عزب و دختران به موافقت عیسی مجرد زیند و در کلیسیا طاعت کنند و صورت عیسی و مریم ساخته اند و بر بلندی نهاده.
شخصی حکایت کرد که بازرگانی فرنگی هر سال به تبریز به تجارت می آمد و مرا با او دستی پیدا شد ، چنان که بی مشورت من هیچ معامله نکردی.
روزی گفتم می خواهم که ملک شما ببینم و می ترسم که مسلمانان را عذاب می کنند و شب محبوس می کنند و اگر خواهد که برود نمی گذارند. فرنگی گفت تو همه من بیا، به عهده من که باز ترا به تبریز بیاورم می گوید که رفتم و بسیار عجایب ها بدیدم. از جمله چرخی دیدم که پره از چوب داشت بر سر چاهی آب و چنان ساخته بودند که آن پره ها بر می خاست و باز برهم می نشست و آب از چاه می کشیدند و اگر می خواستند که آب نیاید سنگی بزرگ بر سر آن پره می نهادند تا بر نخیزد و چون می خواستند که دگر بار آب از چاه بیرون آرند، سنگ بر می داشتند، بی محرکی چرخ در حرکت می آمد و آب از چاه بیرون می آورد.
و فرنگیان و ترسایان، رهبانی دارند که بر آن ملک حاکم بود و مال کلیسیا به تصرف و فرمان او باشد و مجرد زید و از طفلی چند کس ملازمت او کنند تا متعرض زنی و آرزویی و شهوتی نشود و نسبت به عیسی علیه السلام او را مجرد تربیت کنند.
و فرنگیان در طلب علم بسیار کوشند و در محفل ضرطه رها کنند و عیب ندارند که اختفای باد در شکم قولنج پیدا کند.
و در فرنگ سنگی هست سفید که به طلق می ماند و چون در پیش چشم دارند چیزها بزرگتر می بیند و از بهر کسی که باصره او ضعیف باشد و خط باریک بسیار سازند به سبب آن که اشیا و خطوط بزرگتر می نماید. از آن است که چون بصر در او نفوذ می کند غلیظ می گردد و البته بزرگتر از آنچه باشد در نظر آید و هم چنان که دانه جویا دانه انگور که در آبگینه پر از آب می اندازند بیش زا آنچه هست می نماید. (هفت کشور، به کوشش منوچهر ستوده، 1353، صص 94 – 96)
رسول جعفریان
17/9/83



طبقه بندی: تاریخ اسلام،