تبلیغات
بانك تاریخ - سرسره فتحعلی شاهی!
بانك تاریخ
اینجا بانك تاریخ است ؛ و تجربه پول های آن ؛ سرمایه ات را به كار نگیری ، دیگران از آن وام خواهند گرفت!
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط سعید میهن بلاگ | نظرات ()
فتحعلی شاه،در دوران حیات خویش صدها زن  اختیار کرد،و از آنها صاحب صد ها فرزند شد،ولی یکی از آنها لایق رهبری سرزمین کهنسال و وارث بحق خلق و خوی شاهانه کوروشی نبود.موقعیکه خبر تولد چند پسر او را که زنانش در یکزمان در دیه ییلاقی نوا بدنیا آورده بودند،به آقامحمد خان دادند،او گفته بود،ایکاش یکی از آنها لطفعلی خان زند شود،که دیدیم نشد. بدیهی بود،که نخواهد شد، زیرا تربیت فرزند،علاوه بر پدر مدیر و کاردان ،مادری بصیر و دانا می خواهد،نه زنان سرسره روی او که:
   دامن مادر نخست آموزگار کودک است            طفل دانشور کجا پرورده نادان مادری
محمد تقی لسان الملک سپهراز مورخین آن روزگار در بیان احوال او نوشته است:
«...از روزی که پادشاه به حد رشد و بلوغ رسید و با زنان مضاجعت توانست کرد و فرزند آورد تا این وقت که به جهان دیگر شتافت از 47 سال افزون نبود. در این مدت قلیل از صلب پاک او 2000تن فرزند و فرزند زاده به عرصه شهود خرامید و بیشتر از ایشان هم در حیات او وداع زندگانی گفتند،و تا این زمان که 21سال سپری شده(منظور1271قمری است)اگر فرزند و فرزند زادگان آن پادشاه را شماره کنیم عجب نباشد که با10000تن راست آید...»
و علی قلی میرزا اعتضادالسلطنه که خود از نژاد قجریان  ارث می برد،او را بدین شرح توصیف کند:
«...بدان که از بدو ایجاد عالم تا حال احدی از بنی نوع آدم به کثرت اولاد و وفور احفاد آن حضرت نیامده آن چه از صلب وی به عرصه ظهور آمده از ذکور و اناث مرده و زنده و سقط شده،دویست و پانزده نفر است.نبایر و نتایج اگر چه مقدارش بر مولف ثابت نیست و لیکن بنا بر قول میرزا علی آبادی صاحب تخلص در کتاب کلام الملوک در هنگام وفات خاقان مغفور یک هزار و سیصد نفر بود...»
تعداد زنان وی را متفاوت ذکر کرده اند.سرهنگ دروویل(drouville) فرانسوی 700وسرهنگ استوارت(stuart) که یک سال بعد از مرگ او به ایران آمده1000وبی نینگ800(binning)و مادام دیولافوا (dieulafoy)700و مارخام(markham)300و سپهر بیش از هزار یاد کرده اند.
مهدی بامداد در بیان فراوانی زن وفرزند قجریان و تمرکز آنان در عیش و عشرت نوشته است؛فقط یکی از پسران فتحعلی شاه(شیخ علی میرزا) شصت پسر داشت، وبسیار دختر که به حساب نمی آوردند.
فتحعلی شاه جز عیش به چیزی نمی اندیشید،و دغدغه درباریانش نیز جز فراهم کردن بساط عیش او چیزی نبود.یکی باکره ای ارمنی(طاووس)از اصفهان برایش ارمغان می آورد،دیگری مهرویی گرجی از سویی،یکی از ازبکان بادامی چشم،وان دگر چهارده ساله ای بالا بلند از میان کردان و...
دیگران هم مشغول بودند،کسی برایش تخت زفاف از مرمر(تخت طاووس) می ساخت،دیگری از هند،ادویه مقوی می آورد،وان یکی قصر نوش(برای نوش آفرین از زنان او)برایش می ساخت.
در حرمسرای فتحعلی شاه شیعه، سنی ،یهودی،ارمنی،زرتشتی،گرجی،عرب،کرد،بلوچ و ... از هر ایل و تباری پیدا می شد،برای او تفاوت نمی کرد ،دخترکان معرفی شده چه زبانی ، چه دین و آیینی داشته و از کدام قبیله باشند،آنکه او را بر گزیده بود،می دانست آن باکره نوجوان باید زیبا،دلربا وخوش اندام باشد،تا شاه را پسند افتد،چه گاهی با همه مراقبتها، اگر به نظر شاه خوش نمی آمد،چه بسا آن دختر،محکوم بود، تا پایان عمر در حرمسرا باکره بماند.(چنانکه شب زفاف از دختر ابراهیم خان جوانشیر حاکم شماخی خوشش نیامد،و او تا پایان زندگی باکره ماند.)
باغ نگارستان که در زمان فتحعلی شاه خارج حصار صفوی تهران بود،یکی از نقاط مورد علاقه شاه بشمار می رفت.او بسیاری از روزهای گرم تابستان را در میان فضای بهشت آسای آن و در سایه سار درختان به نغمه خوانی بلبلان گوش فرا می داد و دل به عیش دخترکان تازه وارد حرمسرا می سپرد.
حجت بلاغی می نویسد:
«...سرسره در باغ نگارستان بوده و آن عبارت بوده از سنگ مرمری که از بالای آن زن ها سر می خوردند و پایین می آمدند و فتحعلی شاه بانی آن در آنجا مشغول تعیش بوده،این سنگ را مورب ساخته بودند و زنان لخت روی آن می نشستند و می لغزیدند تا پایین.طول سنگ تقریبا سه متر و عرض آن یک و نیم متر بوده در شمال مدرسه کمال الملک یک حوضخانه کوچکی بود که از شرق وارد می شدند و سنگ مزبور مقابل آن بود این سرسره را در عهد رضا شاه خراب کردند.»

برگرفته از: وب سایت داریوش شهبازی


طبقه بندی: تاریخ ایران،