تبلیغات
بانك تاریخ - خودکشی « مهدی گاو کش » در دفاع از « مجلس اول »
بانك تاریخ
اینجا بانك تاریخ است ؛ و تجربه پول های آن ؛ سرمایه ات را به كار نگیری ، دیگران از آن وام خواهند گرفت!
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط سعید میهن بلاگ | نظرات ()
آگاهی یافتن مردم از منافع عدالتخانه و محدودیت تام قدرت حاکم و وجود قوانین مدون ، موجب آن شد ، که در سال های پایانی سلطنت مظفرالدین شاه ، موجی از آزادی خواهی در میان ایرانیان به خصوص تهرانیان پدید آید ، به طوری که فقط مردم هیجان زده تهران ، در مدت کوتاهی صد ها انجمن تشکیل دادند و هر دسته و گروهی هر چه اندک ، دانسته و نادانسته در هر کوچه و بازاری انجمنی پدید آورد .
از قلم نیفتد ، که علاوه بر موثر بودن عواملی نظیر پیروزی مردم در لغو امتیاز تنباکو ، قتل ناصرالدین شاه قرار داد های قرضه ، نفت جنوب و تعرفه گمرکی ، گرانی ها ، ماجرای مسیو نوز و . . . در تحریک مردم علیه حکومت پادشاهی ، از تأثیر انقلاب روسیه در همسایگی ایران نیز نباید گذشت . انقلابی که در پی شکست ارتش تزاری روسیه از ژاپن موجب شد ، تا امپراتور این کشور پاره ای از آزادی های اساسی از قبیل آزادی افکار ، آزادی بیان . . .  را به مردم کشورش هدیه کند .

سرانجام تلاش ملت ایران ببار نشست و در سال 1284 شمسی ، مظفرالدین شاه زیر فشار آزادی خواهی ایرانیان فرمان تأسیس عدالتخانه را صادر کرد .

هنوز مردم راضی نبودند ، با ادامه مبارزات آنان شاه قجر مجبور شد ، در 14 مرداد 1285 شمسی ، فرمان مشروطه را امضا کند .

در 15 مهر ماه 1285 شمسی ، اولین مجلس در تهران تشکیل شد .

بعد از مرگ مظفرالدین شاه نوبت به پادشاهی محمد علی شاه رسید . او در باطن با مجلس و مشروطه خواهان مخالف بود ، ولی مصلحت اندیشانه با ایشان مماشات می کرد و در زورآزمایی ها گاه شاه و زمانی آزادی خواهان پیروز میدان بودند ، تا اینکه ماجرای ترور محمد علی شاه پیش آمد و این حادثه شاه را بسیار خشمگین و کار را یکسره کرد . شاه به یاری روسیه و قوای تحت امرش و همفکری هوادارانش در دربار و پاره ای از نامداران، شمشیرش را علیه مردم از روبست و منویات باطنی اش را آشکار ساخت و قصر ارک تهران را به قصد سکونت در باغ شاه ترک کرد .

یکی از آن روز ها سربازان فوج سیلا خوری و قزاقان خشمگین سراسیمه به کوچه ها و خیابان های معدود  تهران ریختند . آستین های بالا زده و برق شمشیرها و قداره های برهنه آنان ، چنان واهمه ای در دل تهرانیان پدید آورد ، که ایشان آنچه را که از شهادت ها  و جانفشانی ها برایشان  ببار نشسته بود ، بر باد رفته دیدند .

این اتفاقات چند روز پیش از بمباران مجلس رخ داد .  در آن روز مردم بهت زده را مجلسیان پراکندند و به خانه هایشان روانه ساختند . حزنی جان کاه وجود مردم را فرا گرفت . خرد و کلان گریستند و اشک ریختند . مهدی گاوکش ، پهلوان قصه ما هم یکی از این میان بود ، که تاب این شکست را  نیاورد و با درستی و بی ریایی اش که مخصوص مردم عوام است ، گفت ؛ نمی تواند به خانه نزد همسرش رود و خود را کشت . 

 
این ماجرا را بسیاری از  نویسندگان تاریخ مشروطیت یاد آورده اند ، ازآن جمله است نویسنده کتاب « بمباران مجلس و خاطرات مامونتف » :

مهدی گاوکش ، در حالی که اظهار می کرد که :

او نمی تواند نزد زنش به خانه بر گردد و بگوید با آن همه نمایش های مردانه و سخنان دلیرانه روزگار گذشته ، بدون اینکه داوطلبان ملی ضرب شستی نشان دهند مجلس را ول کردند . »
 این را گفته و خود را کشت .
برگرفته از وبسایت داریوش شهبازی


طبقه بندی: تاریخ ایران،